خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت استآری عبادت است ولیکن عنایت است
۲
آنها که تَرک کرد ز اهل عِنایت اندآن مَردِ حق شناس که اهل قناعت است
۳
عارف بگرد دُنیا ای جان کجا بگرددآنکس که ترک کرد از اهل سعادت است
۴
دنیا درین جهان چو مردار منجلاب استهر کس گرفت باخود زهر این کفایت است
صفحهٔ ۱ از ۲