شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان باهو

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاستآن نگاری که دلم بردهمان یار کجاست
۲
ای عزیزان شناسنده ره، بهر خدااز که پرسم سخن یار که آن یار کجاست
۳
بیماری من بسر آمد، یاران مابگوئیدجانم بلب آمد رخ دلدار کجا ست
۴
ای ندانی که تو پُرسی ز من یار تو کیستپرسم آن یار هُو الله که مرا یار کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth