شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان باهو

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای یار فرزانه بیا با ما به میخانهچو مردان باش مستانه بکن با جام پیمانه
۲
گرو باید مصلی را به دست آور قدح می رامصفا کن دل و جان را، مشو خود مرد فرزانه
۳
چه شد فرزانه گر گردی، به نیمی جو نمی‌ارزیهمان دم مرد می‌گردی، شوی چون مرد دیوانه
۴
لباس فقر می‌پوشی، شرابی چون نمی‌نوشیچرا در مکر می‌کوشی، کنی چون قصه افسانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth