خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۴٢ - وله فی المدح ایضاً
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این سعادت بین که باز اندر زمان آمد پدیدوین کرامت بین که ناگه در جهان آمد پدید
۲
شد فروزان از سپهر سروری ماه دگروین جهان پیر را بخت جوان آمد پدید
۳
در دریای فتوت از صدف بنمود رویگوهر کان کرم ناگه زکان آمد پدید
۴
از بر سرو سهی شاخی بگردون سر کشیدمیوه ئی ز آن شاخ سرکش ناگهان آمد پدید
صفحهٔ ۱ از ۵