خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ٨٢ - قصیده گوهر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی عقیق تو افشانده بر روان گوهرز شرم روی تو آبیست ناروان گوهر
۲
گهر فشانی لعلت چو آیدم در چشمفتد ز چشم من زار ناتوان گوهر
۳
سرشگ بر مژه من ز عکس دندانتچنان نشست که بر پیکر سنان گوهر
۴
چو لب بخنده گشائی ز در دندانتنشست در صدف جان عاشقان گوهر
صفحهٔ ۱ از ۵