خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ٩٧ - قصیده در مدح علاءالدین محمد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز جور تو ای روزگار سفله نوازبسیست غصه چگویم که قصه ایست دراز
۲
بناز میگذرانند عمر بیهنرانهنروران ز تو افتاده اند در تک و تاز
۳
زدون نوازی تو هر که بد برهنه چو سیرلباس گشت وجودش تمام همچو پیاز
۴
مرا که همچو صراحی مدام خون گریمروا بود که کنم چون پیاله دل پرداز
صفحهٔ ۱ از ۹