خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ١٠١ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردش گردون بکامم گر نباشد گو مباشورز مهرش بر سرم افسر نباشد گومباش
۲
گر هنرمند از کسی یاری نیابد گو میابچون هنر یارست اگر یاور نباشد گو مباش
۳
پرتو نور تجلی چون ز شب ظلمت زدودبر سپهر ار تابش اختر نباشد گو مباش
۴
چون ندارم داوری با هیچکس در خیر و شرگر مرا دلگرمی داور نباشد گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۵