خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ١٠٣ - ایضاً له
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شود در عشق جانان جان شیرینم تلفهر زمان افزون بود دل را بمهر او شعف
۲
چشم من گر رسته دندانش را بیند بخواباز خیال روی او گوهر شود همچون صدف
۳
همچو چنگ از پیش بر نارم سر اندر بندگیشور ز چنگ او خورم دائم قفا مانند دف
۴
باشدم دل سوی او و دیده سوی دیگراناز نهیب آنکه میبیند رقیب از هر طرف
صفحهٔ ۱ از ۶