شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتابهست بیحاصل چو خط هندوئی بر سطح آب
۲
در خم چوگان زلف او دل سرگشته راهمچو گوی افتاده بینم دائم اندر تاب تاب
۳
با وجود عقل اگر پیدا بود عشقش رواستکی بگل پنهان توان کردن فروغ آفتاب
۴
گر ندارم روی دیدن روی او را ز احتشاممیتوان دیدن خیالش را دریغا نیست خواب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth