خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانتبفال سعد بنماید قمر روی از گریبانت
۲
دهان غنچه از شادی بماند باز اگر گویمکه با وی نسبتی دارد لب چون غنچه خندانت
۳
بهر مجلس که بنشینی هزاران فتنه برخیزدز بس کاندر جهان شورست از آنشیرین نمکدانت
۴
خیال زلف تو دیدم شبی در خواب و دل میگفتندانم تا چها بینم از این خواب پریشانت
صفحهٔ ۱ از ۲