خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوستکی فراموش شود چون همه هستی من اوست
۲
بی سهی سرو و سمن سای تو ایجان جهانهمچو اوراق دلم خون جگر تو بر توست
۳
تا برفتی ز برم در نظرم قامت توراست مانند سهی سرو روان بر لب جوست
۴
نفسی وصل ترا من بجهانی ندهمکه قناعت نکنند اهل دل از مغز بپوست
صفحهٔ ۱ از ۲