خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منستیا صبا همنفس نافه مشک ختن است
۲
آفتاب رخ او در شکن زلف سیاههمچو در سایه سنبل ورق نسترن است
۳
گر شکر خنده آن پسته شیرین نبودبچه معلوم توان کرد که او را دهن است
۴
ماه رویا دهن غنچه وش خوش سخنتچون شود خنده زنان پسته شکر شکن است
صفحهٔ ۱ از ۳