خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازندخلقی بهوای دل درپات سر اندازند
۲
تا دامن پاکت را گردی نرسد زیبدگر پرده دلها را بر رهگذر اندازند
۳
آنها که به پیش دل از عقل سپر سازندچون حمله برد عشقت جمله سپر اندازند
۴
ترکان کمان ابرو از تیر نظر هر دمدر صید گه جانها صید دگر اندازند
صفحهٔ ۱ از ۲