شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاه آنست که در آب سر افشان گردیمتا بکی بیتو چو زلف تو پریشان گردیم
۲
گر فتد سایه خورشید رخت بر سرمااز صفای رخ خوبت همه تن جان گردیم
۳
چون خضر در ظلمات شب هجران توئیموقت نامد که بر آن چشمه حیوان گردیم
۴
غمزه و ابروی چون تیر و کمان آفت ماستلیک ترکش نکنم گر همه قربان گردیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth