خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریمطرب را طالع ثابت ز جرم طبع وی گیریم
۲
قبای رندی و مستی کجا بر قد ما زیبداگر خشت سر خم را کم از دیهیم کی گیریم
۳
ز دستت کی دهم ایجان چنان یاد آر هم آخرکه پای از دست نگذاریم وزآن پس راه پی گیریم
۴
بده ساقی می گلگون خصوصا در زمان گلبروی گل که میداند ازین پس جام می گیریم
صفحهٔ ۱ از ۲