خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردونخورشید شده پیدا ز آن عکس رخ گلگون
۲
چون لعل تو سلک در در خنده کند پیدابا لطف وی از جز عم افتد گهر موزون
۳
بیرون نرود یکدم مهرت ز دل تنگمصد سال اگر باشم در خاک لحد مدفون
۴
زلفت بسیه کاری مسند ز قمر سازدهندو نبود چون او هم مقبل و هم میمون
صفحهٔ ۱ از ۲