خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتننباشد هیچ طوطی را ازین خوشتر سخن گفتن
۲
ز یاد رسته دندان همچون در شهوارشمرا گوهر فشان گردد زبان اندر سخن گفتن
۳
بدور اختر چشمش کزو شد چشم جان روشننباشد عقل را لایق زماه و خور سخن گفتن
۴
ز آه سرد و اشک گرم خشک و تر بود دایملب و چشمم ولی نتوان ز خشک و تر سخن گفتن
صفحهٔ ۱ از ۲