خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمنقامتست این یا قد شمشاد یا سرو چمن
۲
گفتم اندر وصف آنشیرین دهن رانم سخنخود سخن در وی نمیگنجد ز تنگی دهن
۳
در دلم مهر رخ چون ماهش امروزی مدانسالها شد تا همی تابد سهیل اندر یمن
۴
با رخش نوری ندارد چون چراغ نیمروزپرتو اینشمع زرین پیکر مینا لگن
صفحهٔ ۱ از ۲