شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان منکی زجانان آمدی چندین ستم بر جان من
۲
از خیال لعل او یکبوسه بربودم بخوابهست ذوق آن هنوزم در بن دندان من
۳
یوسف جانم چو در چاه زنخدانش فتادگفت رضوان رشک دارد بر من و زندان من
۴
هست در زلف پریشانش دلم مجموع از آنکنسبتی دارد بکار بیسر و سامان من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth