خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتیصورت جان در خیال اهل دل بنگاشتی
۲
نوبت شاهی بزن در ملک خوبی بهر آنکرأیت حسن از زمین بر آسمان بفراشتی
۳
نه خدا را بنده باشی نه رعیت شاه رادل که بردی شحنه ئی از عشق خود بگماشتی
۴
ز آن چه سیمین ذقن آبی بدین تشنه جگرتا نباید دادنت زودش بمشک انباشتی
صفحهٔ ۱ از ۳