شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی

بخش ۲۷ - داستان پیرزن با سلطان سنجر

مخزن الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیرزنی را ستمی درگرفتدست زد و دامن سنجر گرفت
۲
کای ملک آزرم تو کم دیده‌اموز تو همه‌ساله ستم دیده‌ام
۳
شحنهٔ مست آمده در کوی منزد لگدی چند فرا روی من
۴
بی‌گُنه از خانه به‌رویم کشیدموی‌کشان بر سر کویم کشید
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth