خلوتی با نظامی
بخش ۲۹ - داستان پیر خشتزن
مخزن الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در طرف شام یکی پیر بودچون پری از خلق طرفگیر بود
۲
پیرهن خود ز گیا بافتیخشت زدی، روزی از آن یافتی
۳
تیغزنان چون سپر انداختنددر لحد آن خشت سپر ساختند
۴
هرکه جز آن خشت نقابش نبودگرچه گنه بود عذابش نبود
صفحهٔ ۱ از ۵