خلوتی با نظامی
بخش ۳۷ - داستان زاهد توبهشکن
مخزن الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسجدییی بسته آفات شدمعتکف کوی خرابات شد
۲
می به دهن برد و چو می میگریستکای من بیچاره مرا چاره چیست
۳
مرغ هوا (هوی) در دلم آرام کرددانه تسبیح مرا دام کرد
۴
کعبه مرا رهزن اوقات بودخانه اصلیم خرابات بود
صفحهٔ ۱ از ۵