خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ١٩٢
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با خرد گفتم که داری در جهان جایی چنانکاندر او دلخستهای یک دم برآساید ز رنج
۲
گفت بگذر ز آن و این سادهدلیها ترک گیرزان که نتوان یافتن بیخار گل، بیمار گنج
۳
هست راحت در جهان مانند عنقا در زمانغیر نامی نیست از وی اندرین دار سپنج
۴
کس در این ایوان ششدر چون دمی بیرنج زیستراحت جانت همیباید گذر زین چار و پنج
صفحهٔ ۱ از ۲