شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی

بخش ۴۷ - داستان پادشاه ظالم با مرد راستگوی

مخزن الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پادشهی بود رعیت‌شکنوز سر حُجت شده حَجاج‌فن
۲
هرچه به تاریک شب از صبح زادبر در او درج شدی بامداد
۳
رفت یکی پیش ملِک صبحگاهراز گشاینده‌تر از صبح و ماه
۴
از قمر اندوخته شب بازی‌ییوز سحر آموخته غمازی‌یی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth