خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ٢٧٨
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باب من ز روی حسد یک دو نا شناسدمها زدند و کوره تزویر تافتند
۲
بر کارگاه خبث طبیعت که هستشانیکچند سال حلیت تلبیس بافتند
۳
تا در شب ضلال بسعی کمان چرخموی غرض بناوک حیلت شکافتند
۴
ظنشان چنان فتاد که غمها به من رسداز بسکه بهر غمز بهر سو شتافتند
صفحهٔ ۱ از ۲