خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۴٠۴
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با عطارد گفتم آخر با تو دارم نسبتیچند بد مهری کنی به زین غم کارم بخور
۲
گفت کای ابن یمین گر قدرتی بودی مراکی بدینسان گشتمی گشتمی گرد جهان آسیمه سر
۳
اکثر اوقات باشد درو بال و احتراقبر سر تیرم همیدارد فلک زیر و زبر
۴
رونق کارت ز دستم بر نیمآید ولیکخواهمت گفت از سر اشفاق پندی معتبر
صفحهٔ ۱ از ۳