خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۴٩۶
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی بخرد ابن یمین از غم دل گفتآندم که فلک بستد ازو هر کم و بیشش
۲
پرسید که آیا بجهان هیچ کریمیباشد که کند چاره درد دل ریشش
۳
گفتا که بلی شاه ابوبکر علی کوستشاهی که بود جود و کرم عادت و کیشش
۴
خورشید صفت ذره نوازست از آنستچون سایه دوان خلق جهان از پس و پیشش
صفحهٔ ۱ از ۲