خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
۲
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زندعاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
۳
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشتسر من دار که در پای تو ریزم جان را
۴
کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسنتا همه خلق ببینند نگارستان را
صفحهٔ ۱ از ۳