شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمانِ سخت که داد آن لطیف‌بازو را؟که تیر غمزه تمام‌ست صید آهو را
۲
هزار صید دلت پیش تیر باز آیدبدین صفت که تو داری کمان ابرو را
۳
تو خود به جوشن و برگُستوان نه محتاجیکه روز معرکه بر خود زره کنی مو را
۴
دیار هند و اقالیم ترک بسپارندچو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth