خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پای سرو بوستانی در گِل استسرو ما را پای معنی در دل است
۲
هر که چشمش بر چنان روی اوفتادطالعش میمون و فالش مُقبل است
۳
نیکخواهانم نصیحت میکنندخشت بر دریا زدن بیحاصل است
۴
ای برادر ما به گرداب اندریموان که شَنْعَت میزند بر ساحل است
صفحهٔ ۱ از ۳