خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شراب از دست خوبان سلسبیلستو گر خود خون مِیخواران سبیلست
۲
نمیدانم رطب را چاشنی چیستهمی بینم که خرما بر نخیلست
۳
نه وسمست آن به دلبندی خضیبستنه سرمست آن به جادویی کحیلست
۴
سرانگشتان صاحب دلفریبشنه در حنا که در خون قتیلست
صفحهٔ ۱ از ۳