شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟مگر شمعی به دستِ ساروان است؟
۲
سلیمان است گویی در عماریکه بر بادِ صبا تختش روان است
۳
جمالِ ماه‌پیکر بر بلندیبدان مانَد که ماهِ آسمان است
۴
بهشتی‌صورتی در جوفِ محملچو برجی کآفتابش در میان است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth