شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیستگر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست
۲
خلق را بیدار باید بود از آب چشم منوین عجب کان وقت می‌گریم که کس بیدار نیست
۳
نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زردقصّهٔ دل می‌نویسد حاجت گفتار نیست
۴
بی‌دلان را عیب کردم لاجرم بی‌دل شدمآن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth