شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۱۳ - ایضاً

معمیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد بر من خادمکی همچو دو پیکرز آهن زده بر خود گرهی سخت میانش
۲
دارد دو سر و یک دهن اما دهنش رانی رسته دندان بوی اندر نه زبانش
۳
وین طرفه که بی آنکه نماید سر دندانپاره کند آنرا که در آید بدهانش
۴
بی روح و روانست ولی کار بری جلددارد ذکر اما کس و کونست عیانش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth