خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۹ - شکایت ازرنج سفر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرشکایت گویم زچرخ نیست صوابوگرعتاب کنم بافلک چه سود عتاب
۲
زجور اوست مرا صد شکایت از هر نوعزدور اوست مرا صد حکایت از هر باب
۳
همی نوازد هر تنک چشم چون سوزنوز او شوندکریمان چو ریسمان درتاب
۴
ازو همی گل صد برک خفته اندرخارببید میدهد آنگاه خیمه سنجاب
صفحهٔ ۱ از ۱۳