شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۲۰ - در مدح عزالاسلام معین الدین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشقبازی دیگرم در تحت فرمان یافتستجان بشکلی دیگرم درد ست جانان یافتست
۲
هر کجا عشق آمد انجا چاره هم بیچار گیستزانکه درد عشق هم از درد درمان یافتست
۳
گر سری درباخت سر از عشق تاجی بر نهادوردلی کردل از وصل صد جان یافتست
۴
بیدلی سرمایه عشق است و جانباز یش سودتا نپندارد کسی کاین عشق آسان یافتست
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth