خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۴۳ - در مدح بدرالین عمر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ خوب تو ناموس قمر بردلب لعل تو بازار شکر برد
۲
بنفشه گرچه بازاری همیداشتچو زلف دید سردر یکدیگربرد
۳
گل سرخ از تو می بربست طرفیکه رویت آب گل از یانظر برد
۴
چو خورشبد از رخ تو نور برداشتقمر زو بردو پس گل از قمر برد
صفحهٔ ۱ از ۸