شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۶۱ - خطاب بجمال الدین که یکی از دوستان اوست

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزرگ منعم و مخدوم من جمال الدینسپهر رفعت و کان سخا و کوه وقار
۲
بخاکپای تو کان تاج فرق کیوانستکه شوق خدمتت از من ببرد صبرو قرار
۳
تو آفتابی و تا طلعتت طلوع کندبوم چوذره نهان زیر پرده شب تار
۴
بروز و شب بدعای تو دوستداررانتهزاردست براورده اند همچو چنار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth