شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۱۸ - در مرثیت قوام الدین صاعد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز این چه ظلمتست که در مجمعی چنینکس را شکیب نیست دریغا قوام دین
۲
عالم شبست و انجم تابان یکان یکانکو آفتاب مشرق و کو صبح راستین
۳
معشوق اهل عالم و مخدوم روزگاررفته‌ست و ما بمانده زهی جان آهنین
۴
آوخ که رفت آنکه ز جود و وجود اوبازوی دین قوی شد و پهلوی جان سمین
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth