شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۲۲ - ولله در قائله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی وفای تو مانند نقش بر ناخنفکنده دست جفای تو بر جگر ناخن
۲
زخار خار غمت نیست بس عجب که بودجوارحی که مرا هست سر بسر ناخن
۳
ز درد فرقت تو بیخبر چنانم منکه باشد از الم گوشت بیخبر ناخن
۴
نهیب غمزه جادو فریب تو گه سحرهزار شعبده دارد بزیر هر ناخن
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth