خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۵ - شکوه از درد چشم
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بلبلی که وقت ترنم ز نغمه اتسطح محیط گنبد پیروزه پرصداست
۲
لفظت شکر فروش و ضمیرت گهرفشانکلک تو نقشبند و بیان تو دلگشاست
۳
آن بکر معنی تو که حامل بنکته هاستوان نکته غریب که باروح آشناست
۴
چتر سیاه کلک ترا زیبد از چه زانکبر ملک نظم دهر بانصاف پادشاست
صفحهٔ ۱ از ۸