خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا غم فراق تو ما را چنان بسوختکز شرم آن مرا قلم اندر بنان بسوخت
۲
اشکی چو برق جست ز چشم چو ابر مندر رخت من فتاد و همه سوزیان بسوخت
۳
زنهار هان و هان حذری کن ز آه منکز آه بنده دوش مه آسمان بسوخت
۴
گفتند شمع و مه که چو روی تو روشنیماین را سیاه شد رخ و آن را زبان بسوخت
صفحهٔ ۱ از ۲