خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفتبا ما نفس نمیزد و ساغر نمیگرفت
۲
در خشم رفته بود و ندانم سبب چه بودکان ماه لب بخنده زهم برنمیگرفت
۳
در عذر صد ترانه زدم تاکند قبولآهنگ ازانچه بود فراتر نمیگرفت
۴
چندین هزار لابه که کردم همی بدویک ذره خود دران دل کافر نمیگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲