خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برم امشب که آن سروسهی بودهمه شب کار دل فرماندهی بود
۲
نه یک ساعت لب از بوسه بیاسودنه یکدم دستم از ساغر تهی بود
۳
نگارم بود و یک چنگی خوش زنسوم ساقی چهارم شان رهی بود
۴
گهی بر حلقه مشک ختن خفتگهی در سایه سرو سهی بود
صفحهٔ ۱ از ۳