شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بوددادیم بدو جان و دل و مصلحت آن بود
۲
چون دیدمش از دور بدانشکل و بدان قدگفتم که جفاکار بود راست چنان بود
۳
فی الجمله مرا زیروزبر کرد که در عشقمن سست عنان بودم و او سخت کمان بود
۴
گر هیچ ننالم زغمش گوید خاموشانصاف بده خامش ازین بیش توان بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth