خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جور و جفای تو نیک و بد بسر آیدخط تو آخر بدیر و زود برآید
۲
ناوک مژگان تو چو تیر سحرگهپوست ندارد خبر که بر جگر آید
۳
ماه چوبیند رخت ز دست درافتدسرو چو بیند قدت زپای درآید
۴
خوی تو زین به شود که هست ولیکنکار بصبر و بروزگار برآید
صفحهٔ ۱ از ۲