خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دلیست نه در خوردِ من، که بستاند؟مرا ز دست دل خویشتن که بستاند
۲
اگر رخت نبود، دل ز بر، که بربایدوگر لبت نبود، جان ز تن، که بستاند
۳
وگر نه حسن تو بر ماه خط نویسد پسخراج تو ز گل و یاسمن که بستاند
۴
وگر مرا لب لعل تو یاریی ندهدز زلف کافر تو داد من که بستاند
صفحهٔ ۱ از ۲