خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طره بخت را بشانه زنمگر دمی با تو دوستگانه زنم
۲
آنچه من دیده ام ز دست تو دوستشاید ار خیمه بر کرانه زنم
۳
تا کی این آستین فشاندن توچند من سر بر آستانه زنم
۴
گر حکایت کنم ز آتش دلهمچو شمع از زبان زبانه زنم
صفحهٔ ۱ از ۲