خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی دارد
۲
درد دل پیش که گویم که به جز باد صباکس ندانم که در آن کوی مجالی دارد
۳
دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راهتشنه میمیرد و شخص آب زلالی دارد
۴
زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراستزنده آنست که با دوست وصالی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳